کلاس بندی حریق و روش های مقابله با آن ها

توضیحات نظرات (0)
آتش در اثر عمل انتقال حرارت معمولاً با حركتي عمودي به طرف بالا رانده مي شود و با رسيدن به سقف ساختمان به صورت افقي توسعه مي يابد . آتش ضمن توليد حرارت و دود ، ‌مقدار زيادي گاز نيز آزاد مي كند . اگر دود و گازها محبوس باشند به شكل قارچ مانندي تمام فضاي اتاق را پر مي كنند . درجه حرارت برروي ساقه قارچ و نزديك به شعله ها به سرعت زياد مي شود و از 650 تا 1000 درجه سانتيگراد افزايش مي يابد . در بقيه قسمت ها افزايش حرارت تدريجي است و ممكن است تا مدت كوتاهي افراد را تهديد نكند،  اما اگر عمل تخليه گاز انجام نگيرد ، احتمالاً اشخاص ساكن در اتاق به دليل مسموميت ناشي از گاز ، موفق به فرار نخواهند شد . بايد توجه داشت كه بيشترين تلفات جاني حريق هميشه به سبب وجود دود و گازهاي سمي اتفاق مي افتد . بیش از هشتاد درصد تلفات جانی در آتش سوزی ها ناشی از خفگی و مسمومیت با دود بوده و بیست درصد دیگر آن مربوط به سوختگی ، برق گرفتگی و ... است.
 
قسمت بالايي ديوارها ،‌سقف و همچنين گازهايي كه به شكل قارچ تمام قسمت زير سقف را پر كرده اند ، همگي به سرعت داغ شده ، توليد انرژي تشعشعي كرده و مواد مشتعل نشده در پايين و روي كف را سريعاً گرم مي كنند . هر قدر فاصله سقف با آتش كم تر باشد مقدار انرژي تشعشعي توليد شده بيشتر خواهد بود . واضح است كه اگر در نازك كاري سقف و ديوارها ، مصالح و مواد سوختني به كار رفته باشد  مراحلي كه گفته شد با سرعت و شدت بيشتري طي خواهد شد. زمان رشد حريق از لحظه افروزش تازماني كه كليه مواد قابل سوختن درون محيط بسته مشتعل مي شوند، درنظر گرفته مي شود. ابتدا بخارات حاصل از سوخت درنزديكي سطحي كه متصاعد شده اند مي سوزند و در اين فاصله به طور عادي مقدار هواي دسترس بيش از مقدار موردنياز است. دراين زمان عامل كنترل كننده سرعت سوختن ، مساحت سطح ماده سوختي است. تداوم دوره رشد به عوامل متعددي بستگي دارد و دو حالت پيش مي آيد:
 
حالت اول : آتش و محصولات آتش نتوانند از اتاق خارج شوند.
 
حالت دوم : آتش و محصولات آتش از راه هاي مختلف به خارج از اتاق سرايت نموده و باعث گسترش آتش سوزي و سرايت آتش به ديگر نقاط ساختمان شود.
 
حالت اول : در صورت ادامه احتراق درمحيط بسته، لحظه بحراني زماني فرا مي رسد كه شعله هاي آتش به سقف برسند. با گسترش آتش به سطح زير سقف ، مساحتي كه دچار آتش سوزي شده  است به مقدار زيادي افزايش مي يابد. در نتيجه تابش حرارت به طرف سطح مواد قابل سوختن  به طور محسوسي افزايش مي يابد و باقي مانده مواد سوختي به سرعت به دماي اشتعال خود رسيده و ظرف چند ثانيه مشتعل مي شوند.
 
حالت دوم : حرارت و دود ، دو محصول خطرناك آتش هستند. خسارات ناشي از دود در يك ساختمان ممكن است جدي باشد اما به ندرت مي‌تواند باعث ريزش ساخمان يا خرابي كلي شود، در حالي كه حرارت مي تواند ساختمان را به كلي ويران سازد . مقدار گرماي آزاد شده در يك حريق ، معياري از شدت حريق است و اين گرماي آزاد شده مي تواند ازمسيرهاي افقي شامل جاري شدن مايعات قابل اشتعال ، انتقال حرارت به روش تشعشعي ، انتقال حرارت به روش هدايت از طريق ديوار مجاور ، انتقال حرارت در اثر انفجار ناشي از احتراق يا ازدياد فشار و كانال كولر و ديگر موارد و همچنين ازمسيرهاي عمودي شامل راهروها و راه پله ها ، كانال آسانسور و كانال كولر، پنچره ها روزنه ها و منافذ ، سقف كاذب ، كانال تهويه و كابل هاي برق ، جاري شدن مايعات قابل اشتعال به طبقات زيرين ، ريزش سقف ، انتقال حرارت به روش جا به جايي و در اثر انفجارات با آثار عمودي گسترش يابد و معمولاً در  آتش سوزي ها تركيبي از آن ها وجود دارد.
 
 
گسترش یا توسعه آتش سوزی
 
حرارت مي تواند از نقطه اي به نقطه اي ديگر انتقال يافته و باعث سرايت حريق شود . انتقال حرارت به راه هاي مختلف صورت مي گيرد و در هر انتقال بخشي از آن تحليل مي رود . اين راه ها عبارتند از:
 
 
هدايت ( رسانش )
 
جا به جايي ( همرفت )
 
تشعشع ( تابش )
 
 
 
-  هدايت ( رسانش )
 
ممكن است انتقال حرارت به صورت هدايت در جامدات ، مايعات يا گازها اتفاق بيفتد . اما اين امر در جامدات بهتر قابل درك مي باشد. در هدايت حرارت ، انرژي حرارتي از ملكولي به ملكولي ديگر انتقال مي يابد و مانند سطل آبي كه دست به دست به صورت زنجيروار بين افراد رد و بدل مي شود. در زنجيره مذكور افراد حركت كوتاهي جهت دادن آب به يكديگر انجام مي دهند و فقط اين سطل آب است كه پيش مي رود. ولي در هدايت حرارت ، مولكول ها در اطراف محل خود نوسان مي نمايند و انرژي حرارتي را توسط تصادف با مولكول هاي همسايه خود پيش مي برند. رسانندگي حرارتي در بين اجسام متفاوت است. بيشتر فلزات براحتي هادي حرارت هستند و به همين جهت در رديف هادي هاي خوب طبقه بندي شده اند. به لحاظ متفاوت بودن رسانندگي حرارتي، توانايي هدايت حرارت در بين فلزات نيز متغير است. بهترين فلزات هادي حرارت ، نقره ومس مي باشند و قدرت جريان حرارتي آلومينيوم تقريباً نصف نقره و یک هشتم آهن مي باشد. غير فلزات ، هادي هاي ضعيفي هستند وتمام مايعات ( به جز جيوه كه از جمله فلزات مي باشد ) وگازها ، هادي هاي ضعيف حرارتي هستند. درحقيقت بعضي از اجسام، مايعات و گازها به جهت اين كه هادي هاي ضعيفي هستند عايق هاي حرارتي ناميده مي شوند. به طور كلي اجسام هادي برق، هادي هاي خوبي براي حرارت مي باشند و برعكس هادي هاي ضعيف حرارتي ، هادي هاي برق خوبي نيستند . توانايي انتقال حرارت اجسام را مي توان به صورت تجربي اندازه گيري كرد كه به عنوان ( قدرت وتوانايي حرارتي ) شناخته شده اند ( معمولاً با k نشان داده مي شود). جريان حرارت براساس ژول در ثانيه اندازه گيري مي شود و اين واحد را وات ( w )مي نامند.
 
اطلاع از رسانندگي حرارتي در موقع آتش سوزي در جلوگيري از توسعة آتش ، بسيار مهم است. تيرحمال آهني، در ميان ديواري كه عايق حرارت نيست سبب انتشار آتش سوزي مي شود، زيرا حرارت توسط آن هدايت مي گردد به همين صورت در آهني ساده نيز كه از يك سمت درمعرض حرارت قراردارد به سرعت حرارت را به طرف ديگر هدايت مي كند. در صورتي كه درب چوبي ( باوجودي كه ممكن است خود آتش بگيرد). ولي عملاً يك مانع مؤثر درمقابل هدايت حرارت است، زيرا چوب هادي ضعيفي است. قدرت جريان حرارت در مصالح ساختماني عامل مهمي در ايجاد مقاومت ساختمان در برابر آتش سوزي است.
 
 
- جا به جايي يا همرفت ( كنوكسيون )
 
جا به جايي حرارت فقط در مايعات و گازها رخ مي دهد. وقتي مايع ياگازي حرارت داده مي شود منسبط شده و از غلظت آن كاسته مي شود. يعني مايع يا گاز سيال سبك تر كه گرم شده ، بالا مي آيد تا جايگزين سيال غليظ تر گردد. بنابراين جاي مايع ياگاز سيال غليظ تر را مي گيرد. تكرار پي در پي اين جا به جايي موجب مي گردد، يك جريان دوراني درگاز يا مايع ايجاد شود، جابجايي حرارتي توسط حركت واقعي مولكول ها در تمامي حجم گاز يا مايع انجام مي شود تا زماني  كه به يك درجه حرارت يكنواخت برسد. جابجايي حرارت درسيستم حرارتي آب گرم خانگي (شوفاژ) مورد استفاده قرار مي گيرد و نيز دربيشتر سيستم هاي حرارتي كه ازرادياتور استفاده مي نمايند. يعني غالباً حرارت از اين رادياتورها ازطريق جا به جايي به خارج از آن انتقال مي يابد. جا به جايي همچنين باعث بالا رفتن دود در دودكش ها مي گردد. به هنگام آتش سوزي دريك ساختمان، جريان جا به جايي مي تواند گازهاي گرم توليد شده توسط احتراق را از طريق راه پله به بالا انتقال دهد و يا آتش را توسط كانال آسانسورها به سمت طبقات فوقاني گسترش دهد و به اين ترتيب جرياني از هواي سرد بطور متوالي بطرف آتش حركت مي كندو جايگزين گازهاي برخاسته از آن مي شود و كمك به توسعه يافتن آتش سوزي مي نمايد.
 
 
- تشعشع يا تابش
 
حرارت همچنين ممكن است درخط مستقيم توسط روشي كه نه هدايت است ونه جا به جايي ، انتقال يابد. حرارت خورشيد ازفضاي خالي مي گذرد تا زمين را گرم كند. گرماي بخاري برقي كه درجاي بلندي از اتاق گذاشته شده است، در زير آن احساس مي شود در صورتي كه نه هدايت و نه جابجايي قادربه انجام اين عمل نيستند. اين طريق انتقال حرارت را انتقال از طريق تشعشع مي گويند و هيچ تماسي بين اجسام وجود ندارد و مستقل از هر ماده موجود در فضاست. اين مسئله ناشي از حركت امواج الكترومغناطيس است كه شامل موج با طول بين 1500 و 3000 متر است. موج كوتاه ( تقريباً 15 متر ) ، رادار ( تا چند سانتي متر ) نور ( ) سانتيمتر واشعه هاي x يا گاما ( ) سانتيمتر است. همه اين ها وقتي توسط جسمي جذب شوند، ايجاد حرارت مي كنند و به اين حرارت بستگي به مقدار انرژي دارد كه آن جسم جذب مي نمايد. انرژي تابشي كه از خورشيد منتقل مي شود، معمولاً به صورت دسته اي از طول موج ها، بنام روشنايي است چرا كه توسط شبكيه چشم ديده مي شوند. اما اجسامي كه روشنايي منتشر نمي كنند، ممكن است گرما را به صورت امواج مادون قرمز، منتشر نمايند ، اين اجسام داراي طول موج بيشتر از طول موج هاي حدفاصل  سانتيمتر هستند .تمام شكل هاي انتشار انرژي، درخطوط مستقيم در مسافت  متر در ثانيه ( M/S ) حركت مي كند كه اين همان سرعت نور است و شدت آن به طور معكوس مربع مسافت از منبع انتشار نور مي باشد. اين موضوع به اين معني است  كه در مسافت دو برابر، شدت نور یک چهارم و در مسافت سه برابر ، شدت نور  یک نهم  و الي آخر است.
 
مربعي با ابعاد يك متر با فاصله 2 متر از منبع نور، سايه اي به ابعاد دو متر روي صفحه اي كه در 4 متري آن قرار دارد خواهد انداخت. بنابراين انرژي در يك متر مربع برابر است با انرژي كه درسطحي از 4=2×2 متر مربع و در فاصله اي برابر 4 متر قراردارد. لذا انرژي در هر متر مربع و در فاصلة 4 متري برابر است با یک چهارم انرژيي كه در 2 متري آن است يعني یک چهارم در دو برابر مسافت . اين امروقتي كه اثر تشعشع از يك منبع حرارتي مثل آتش سوزي را درنظر بگيريم ، مهم جلوه مي كند.
 
وقتي انرژي روي جسمي انتشار مي يابد، سه حالت اتفاق مي افتد:
 
الف ) انتقال: انتقال يعني انرژي كه بدون گرم كردن جسمي از آن بگذرد. بنابراين اثر جسم نسبت به انرژي، شفاف و انتقال دهنده است.
 
ب) جذب: انرژي كه توسط جسمي جذب شده باشد، درجه حرارتش زياد مي شود.
 
ت) انعكاس: انرژي ممكن است از سطحي انعكاس يابد، مثلاً : انعكاس نور. بعضي عناصر نشان دهنده « پديده جذب كننده انتخابي » هستند. يعني آن ها به قسمتي از فرم انتشار انرژي ها اجازة عبور مي دهند و نه به تمامي آن ها ، مثلاً شيشه اجازه عبــور نور رامي دهد ولي مادون قرمز را جذب مي كند. بنابراين شيشه ممكن است چون يك پرده ( جداكننده ) آتش مورد استفاده قرار گيرد. يعني حرارت از آن نمي گذرد ولي آتش از آن ديده مي شود ( قصد بر اين نيست كه اين چنين استنباط گردد كه شيشه ارزشي زياد درتحمل آتش دارد بلكه در اين مورد بايد عوامل زيادي را مورد نظر قرار داد). دي اكسيدكربن و بخار آب نيز از اين خاصيت برخوردارند، بنابراين انتشار انرژي خورشيدي ( بيشتر درشكل نور ) از آتمسفر گذشته و به زمين مي رسد و آن را گرم مي كند، درصورتي كه انتشار مادون قرمز تشكيل شده در زمين توسط آتمسفر جذب شده و از بازگشت سريع به فضا باز مي ماند. عناصر ديگري مثل  Pitch اجازه عبور انتشار مادون قرمز را مي دهند ولي نور راجذب مي كنند.
 
چگونگي سطح يك جسم درتوانايي جذب يا انعكاس انتشار حرارت اثر دارد. رنگ سفيد و يا سطوح صيقلي فلزات بهترين منعكس كننده ها هستند. در صورتي كه سطوح مات و سياه انعكاس دهنده هاي خوبي نمي باشند. يعني منعكس كننده هاي خوب ، جذب كننده هاي بدي هستند و بالعكس. به همين منظور در آب و هواي گرم از لباس هاي سفيد استفاده مي شود. خانه ها با رنگ هاي سفيد نقاشي مي شوند وماشين ها وغيره نيز ازهمين رنگ استفاده مي كنند.
 
برف و يخ نيز ، كه سفيدند ، منعكس كننده هاي خوب وجذب كننده هاي ضعيفي مي باشند و به كندي توسط نور آفتاب ذوب مي شوند مگر زماني كه محيط اطراف بقدر كافي گرم شده و حرارت توسط هدايت يا جابجايي باعث ذوب شدن سريع آن ها گردد. آزمايش انجام داده شده نشان داده است، كه اگر پودر ذغال يا پودر سياه روي برف پاشيده شود، نتيجه اثر آن تسريع در ذوب برف خواهد بود. زيرا گرماي خورشيد جذب شده در آن زيادتر خواهد بود.
دسته بندي مواد حريق  بر حسب ماده سوختني :
 
- كلاس A : ازسوختن مواد خشك و يا جامد، مانند چوب ،  پارچه ، پنبه ، كاغذ و ... به وجود مي آيد.
 
- كلاس B : از سوختن مايعات قابل اشتعال مانند روغن و نفت، بنزين، حلالهاي شيميايي و ... به وجود مي آيد.
 
- كلاس C : از سوختن گازهاي قابل اشتعال مانند LPG;LNG ، متان و ... به وجود مي آيد.
 
- كلاس D : از سوختن فلزات قابل اشتعال مانند منيزيم، تيتانيم، سديم و... به وجود  مي آيد.
 
 
کلاس A  جامدات قابل اشتعال: موادی که از خود خاکستر به جای می گذارند  و بهترین خاموش کننده برای این گونه مواد آب می باشد بسته به شرایط آب به صورت مه پاش، آب به صورت جت، آب به صورت غرق کردن یا غوطه ور کردن.البته در مبحث کالاهای خطرناک که بعداً با آن آشنا خواهید شد خواهید دید که به هر ماده قابل اشتعالی نمی توان آب زد. زیرا خود آب باعث واکنش شیمیایی مواد می شود. توجه شود که در آتش سوزی های برقی در واقع برق به عنوان عامل ایجاد حریق محسوب می شود که سبب آتش گرفتن مواد ( جامد ، مایع ،گاز)  می شود و در آن جا باید توجه نمود که حتماً منبع برق قطع باشد. معمولاً از گاز co2  برای اطفای حریق اولیه لوازم و تجهیزات برقی استفاده می شود. دو اصل قابل بررسي در مورد استفاده از آب در اطفای حریق وجود دارد:
 
آيا ميزان‌ ذخيره آب و فشار به اندازه كافي مي باشد؟
 
آيا كاربرد آب براي حريق ها بهترين و مناسب ترين روش می باشد؟
 
کلاس B  مايعات قابل اشتعال می باشند و سه دسته زیر تقسیم می شوند:
 
v      مايعاتي كه  FLASH POINT آن ها كمتر از 23 درجه سانتي گراد باشد.
 
v      مايعاتي كه  FLASH POINT آن ها بيشتر از ‘C 23 و كمتر از ‘C 65 باشد.
 
v      مايعاتي كه  FLASH POINT بيشتر از ‘C 65 باشد.
 
محدوده شعله وري: محدوده اي است كه در آن  مواد قابل احتراق در مواد اكسيد كننده شعله ورشده و شعله آن منتشر مي گردد.
 
محدوده اشتعال: محدوده اشتعال نيز همانند  FLASH POINT به ميزان فشار، دما و اكسيژن بستگي دارد و با تغيير آن ها تغيير مي كند.
 
 
تعاریف مرتبط:
 
FLASH POINT : كمترين دما يا حرارتي است كه به ماده قابل سوخت داده مي شود تا  بخار كافي براي شعله وري ايجاد شود.
 
FIRE POINT : وقتي كه  حرارت به ماده قابل سوخت داده شود و دماي آن از FLASH POINT بيشتر شود به دمايي مي رسد كه بخار كافي براي احتراق و ادامه حريق فراهم مي گردد.
 
IGNITION POINT : كم ترين دمايي كه در آن، مواد، مستقل از منبع حرارت خارجي، مي سوزند يا شعله ور مي شوند. به طور كلي بيشتر مواد و مصالح موجود در حريق هاي عظيم  وقتي كه درجه حرارت از 540 درجه سانتيگراد تجاوز كند، جز مصالح قابل اشتعال محسوب مي شوند.
 
DETONATION: عبارت است از انفجارهاي شـديـد و مـتـوالـي كه در درون ظروف اتـفـاق مي افتد. در اين واكنش گرمازا امواج شوك شديدي ايجاد مي گردد كه سرعت سيري بيش از سرعت سير صوت دارند.
 
DEFLAGRATION: واكنشي گرمازا كه سرعت انتشار امواج آن سرعتي كمتر از سرعت صوت دارند.
 
BLEVE: انفجار ناشي از انبساط بخارات حاصل از مايعات در حال جوشيدن. اين نوع انفجار زماني روي مي دهد كه ظرف نگهداري مايعات تحت فشار، به دليل مجاورت با منابع حرارتي، تحت فشار مضاعف ناشي از بخارات به وجود آمده قرار گيرد كه نتيجه آن آسيب ديدگي ظرف بخصوص جداره داخلي آن است.
 
UVCE: اين پديده زماني زخ مي دهد كه مقداري از مايعات يا گازهاي موجود درون ظرف بصورت بخار در اتمسفر رها شوند. اين جاست كه گاز رها شده در مجاورت هوا تشكيل يك مخلوط قابل اشتعال داده و در صورت تماس با منبع حرارتي انفجار روي خواهد داد.
 
FIRE BALL: اگر مايعات قابل اشتعال در اثر آسيب ديدگي ظرف محتوي مايعات آن ها به بيرون نشت كند حريق به وجود آمده مانند توپي از آتش خواهد شد.
 
POOL FIRE: وقتي مايعات قابل اشتعال آزاد گردند و در سطحي ريخته شده و مخلوط قابل اشتعالي به وجود آورند، تماس با منبع حرارتي باعث ايجاد حريقي در داخل ناحيه ريخته شدن ماده روي سطح خواهند شد.
 
JET FIRE: هنگامي كه حريق بر اثر نشتي ناشي از ظروف تحت فشار رخ دهد حريق به شكل جت ديده شده  و زبانه شعله عمودي و به طول چند متر مي رسد.
 
FLASH BACK: وقتي كه مايعات ريخته شده شعله ور گردند، شعله به سمت نقطه منبع نشت برگشت خواهد نمود.
 
BOILE OVER: وقتي به نفت خام غليظ حرارت رسيده يا دچار حريق گردد چنان چه از آب يا ساير خاموش كننده هايي كه داراي تركيب حجم درصد آب هستند استفاده شود، بخار داغ با افزايش حجمي معادل 1700 برابر نسبت به حالت مايع در آمده و با توجه به امواج حرارتي ايجاد شده ميزاني از نفت در حال جوشيدن ( بشكل حركت پيستوني بوجود آمده ) از سطح مخزن خارج مي گردد.
 
SLOPE OVER: اين پديده هنگامي رخ مي دهد كه تلاش داريم آتش را خاموش كنيم. اين پديده را اين گونه تعريف مي نمايند: هنگامي كه از آب براي خاموش كردن استفاده مي كنيم و اين آب خاموش كننده بروي سطح نفت خام در حال سـوخـتـن گسترش پيدا كند مقداري از نفت خام شعله ور از مخزن بيرون خواهد ريخت.
 
FROTHING-OVER: اين پديه زماني رخ مي دهد كه آب در عمليات اطفا بيش از ظرفيت مخزن بوده و باعث سر ريز شدن مايعات در حال سوختن به بيرون مخزن مي گردد.
 
توجه: زماني كه BOILE  OVER به وجود مي آيد هر دو حالت FROTHING OVER و  پرتاب نفت خام بوسيله افزايش حجم ناشي از تبديل آب مايع به بخار در كف مخزن نيز وجود دارد. حالت SLOPE OVER سر ريز كردن اجزا سنگين نفت خام مي باشد اين پديده زماني بوقوع مي پيوندد كه آب استفاده شده در اطفا در سيال غرق شده و پايين مي رود در اين هنگام تشكيل بخاراتي داده و باعث سرريز شدن سيال مي گردد.
 
VAPOUR DENSITY:اگر اين عدد بيشتر از يك بوده باشد نشان دهنده اين است كه بخارات آن ماده سنگين تر از هوا مي باشد. اگر اين عدد كمتر از يك باشد نشان دهنده اين است كه بخارات آن ماده سبك تر از هوا مي باشند.
 
SPECIFIC GRAVITY: چنان چه اين عدد در مورد مايعات و جامداتي كه از يك كم تر باشد نشان دهنده اين است كه اين ماده روي سطح آب شناور مي شود. اگر اين عدد بزرگ تر از يك باشد مايع يا جامد ما در آب فرو خواهد رفت. بنابراين اين عدد نشان دهند خاصيت غوطه وري مواد مي باشد. مايعات قابل اشتعال محلول در آب: برخي از مايعات مانند الكل در آب قابل حل بوده و با توجه به بالا رفتن ميزان آب در محـلـول آب و الكل، FLASH POINT نيز بالا مي رود. در محلول50% آب و الكل FLASH POINT برابر ‘F 75 بوده در حالي كه در محلولي متشكل از 10% الكل و 90% آب FLASH POINT به ‘F 120 افزايش مي يابد. وقتي دو هيدروكربن قابل حل در يكديگر تشكيل محلولي بدهند خصوصيات مهم و بحراني آن ها نظير FLASH POINT لزوما" تركيب نمي شود. بهترین خاموش کننده مایعات قابل اشتعال فوم یا کف می باشد. براي اطفا مواد نفتي، آب اثر زیادی ندارد زيرا  به دلیل سنگینی آب مواد نفتي بروي آن شناور شده و تبخير و سوختن كماكان ادامه مي يابد. وقتي آب به صورت ذرات بسيار ريز اسپري شود، باعث پوشش هم زمان سطح تبخير سوخت شده می تواند موثر باشد. كف ( FOAM ) بهترین خاموش کننده مایعات قابل اشتعال، كف اطفا حريق با جمع آوري حباب هاي پر شده از هوا در محلولي از آب و كنستانتره فوم با روش هاي متفاوتي توليد و به كار گرفته مي شود. با توجه به سبك بودن كف نسبت به محلول آب و فوم و همچنين مايعات قابل اشتعال، كف توليدي روي سطح شناور شده و باعث قطع ارتباط هوا و محدود نمودن آن مي گردد. لايه پيوسته كف باعث ايجاد پوششي روي بخارات قابل اشتعال شده و توقف يا جلوگيري از حريق مواد سازگار با آب را در پي خواهد داشت. كف هاي اطفا حريق در چـنـديـن نوع بـه عـنوان عامل خاموش كننده عرضه مي شوند. برخي از كف ها غليظ و با لزجت بالا بوده و هنگام پوشش سطح مايعات در حال احتراق و تماس با سطح عمودي فلزات داغ از مقاومت حرارتي خوبي برخوردارند. نوع ديگري از كف ها رقيق و گسترش سطحي آن ها زياد مي باشد. برخي ديگر قادر هستند لايه نازك پوشش دهنده اي را بر روي بخارات مواد قابل اشتعال و بر سطح سوخت هاي قابل حل در  آب ايجاد نمايند.
 
اساسا" كف براي خاموش كردن حريق مواد قابل اشتعال و احتراق كه بروي سطوح ريخته يا درون ظروف نگهداري مي شود اقدام به تشكيل يك لايه خنك كننده و پيوسته مي نمايد. كف تنها عامل خاموش كننده دائمي براي اينگونه حريق ها مي باشد و با استفاده از آن تيم آتش نشاني و آتش نشانان مي تواند در مدت زمان كمتري حريق را اطفا نمايند. لايه كف پوشش دهنده سطح، مي تواند براي مدتي مانع از انتقال بخارات قابل اشتعال شود كه اين زمان بستگي به پايداري و عمق لايه دارد. ماده سوختني ريخته شده به سرعت با لايه كف ايمن مي گردد. لايه كف بعد از زماني مناسب رفع و از بين مي رود و اغلب اثرات زيان آوري بروي مواد و محصولاتي كه با آن در تماسند ندارد. 
 
کلاس C گازهای قابل اشتعال: حريق هاي گاز را مي توان به وسيله خنك کردن توسط آب كنترل نمود و خصوصيات خطرناك آن ( از نظر آتش نشاني و  اطفا) را تعديل نمود. در حقيقت هوا به تنهايي قادر است بخارات يا گازهاي قابل اشتعال را تا حد ايمن و حتي پايين تر از حد احتراق رقيق نمايد بخارات آب رقيق كننده بهتري نسبت به هوا هستند زيرا به طور كامل غير قابل اشتعال بوده مي باشد. به علاوه براي اثر گذاري بيشتر مي تواند در محل حريق آن را توليد نمود. يك گالن آب با منبسط شدن تقريبا" 1700 گالن بخار توليد مي نمايد. همچنين براي جلوگيري از تبخير آب در سطح مخزن، كاهش فشار درون مخزن و انتقال موثر حرارت مي توان از آب روي سطح بيروني مخازن استفاده نمود. بخارات حاصل از آب باعث رقيق شدن مخلوط هاي نزديك بخود شده و با رقيق سازي شدت حريق را كاهش داده و سرعت سوختن مخلوط را كنترل مي نمايد. هنگامي كه نشت سيال وجود داشته اما حريق رخ نداده است اسپري آب باعث جريان گردابي هوا همراه با بخارات آب شده و عمل رقيق سازي به نحو مطلوبي صورت مي پذيرد. اگر ادامه نشتي منجر به حريق گردد مي توان بدون  افزايش فشار ظرف، حريق را خاموش نمود بهترین روش در اطفای حریق گازهای قابل اشتعال قطع کردن  منبع سوخت میباشد جه با بستن یک شیر و چه با گرفتن یک نشتی .
 
توجه داشته باشید چنان چه نشت یک گاز دریک محیط بسته زیاد باشد کوچک ترین جرقه یا شعله سبب بروز انفجار خواهد شد. و در این حالت بهترین کار بازکردن مدخل های هوا به  آن محیط است با هوا آن محیط را رقیق نماییم. و چنان چه با آتش از نوع گازدر حجم وسیع مواجه شویم استفاده از آب به صورت مه پاش بهترین اقدام است تا قطع منبع گاز.
 
کلاسD   فلزات  قابل اشتعال: نوعی خاص از آتش سوزی ها است اگرچه این گونه از مواد جامد هستند ولی به دلایلی جز جامدات قابل اشتعال آورده نشده اند برای خاموش کردن این گونه آتش سوزی ها از ماسه یا خاک و یا نمک های مخصوص استفاده می شود.

نوشتن نظر

نام شما:


نظر شما: توجه : HTML ترجمه نمی شود!

رتبه: بد           خوب

کد امنیتی را در کادر زیر وارد نمایید:



برچسب ها: کلاس بندی حریق و روش های مقابله با آن ها, FLASH POINT, IGNITION POINT, DEFLAGRATION, BLEVE, FIRE BALL, POOL FIRE, UVCE, DETONATION, JET FIRE, فلزات قابل اشتعال, FLASH BACK, SPECIFIC GRAVITY, VAPOUR DENSITY, FROTHING-OVER, SLOPE OVER, BOILE OVER, FIRE POINT,
کلیه حقوق نزد Secupedia محفوظ است @2016